X
تبلیغات
مکانیکی های امیرکبیر

مکانیکی های امیرکبیر

یه جا واسه دور هم بودن بچه های مکانیک پلی تکنیک

سلا 89ی ............ اینجا بهشت نیست

سلام 9ی.چه طوری؟خوشحال؟فک کردی اومدی بهشت دیگه آره؟فکر می کنی الان دنیا تو دستته آره؟

هه.زهی خیال باطل.اینجا بهشت نیست.اینو همون اوایل می فهمید.و بعد از یه مدت آرزو می کنید ای کاش جهنم باشه.

اینجا هیچ کس هیچ کسو نمی فهمه.اینجا هیچ کس به عقاید دیگری احترام نمی ذاره.اینجا توی مادر دانشگاه های صنعتی هیچ کس دانشجو رو نمی فهمه.اینجا جولانگاه یه سری آدمه که تنها برتریشون نسبت به تو...

ولش کن بابا.خودت می فهمی.اصلا بذار خودت بفهمی.تا درکش کنی.

بدبخت امیرکبیر.فکر کنم الان بدنش تو گور می لرزه که اسمشو رو همچین دانشگاهی گذاشتن.

آخرین کلام.یه روز که فکر کنم تقریبا 1سال پیش بود یه 7ی به ما گفت که امیرکبیر بهشت نیست.ما خندیدیم.نیشخند زدیم.سرمونو با افتخار بالا گرفتیم و گفتیم برو بابا.اگه امروز یه 8ی بهت گفت اینجا بهشت نیست تو هم نیشخند می زنی و سرتو بالا می گیری و می گی برو بابا و سال دیگه تو به یه 90ی می گی اینجا بهشت نیست...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 0:30  توسط حمیدرضا  | 

بیایید کمی بخندیم!!!!

غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟ميگه من ساير بستگانم !


غضنفردستش شكسته بوده، ميره دكتر، دستشو گچ مي گيرن.
غضنفر از دكتر مي پرسه: آقاي دكتر! بعد از اينكه گچ دستمو باز كنم آيا مي تونم سنتور بزنم؟
دكتر مي گه: البته، حتماً.

غضنفر مي گه: چه عالي! چون قبلاً نمي تونستم!


دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟

میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم



قطعه ای از شاهكار ادبی غضنفر : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود


می خواستن غضنفر  رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن.

می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!



زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟
شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم.
زن: خوب، پس چی شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه.
زن: کیو خوشبخت کردی؟
شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه



 اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 11:45  توسط مهرداد محمودی  | 

ارزش زندگي بالاست

در برهه زماني حاضر بروز بعضي عقايد در ميان برخي از مردم ما مخصوصا قشر جوان همچون لاييك .ماركسيست و.........باعث نگراني خيلي شده از جمله حميدرضا خان خودمون:

اما عوامل  انحراف از نگاه من:

1افراط در دين:

افراط بعضي در دين نظير:

الف.انجمن حجتيه وديوانگي هاي دهه 60 ان

ب.بعضي افراد كه تجسمي ظاهري از دين به وجود اوردن پوشيدن لباسهايي خاص مدل مو خاص و همراه داشتن ابزار الاتي!!!!!!!! را در اجتماع نماد دينداري  ميدانند.و شايد چه سخت كه در بعضي موارد زمام امور در دست انها قرار گيرد.

ج.شكل گيري افرادي در هيات مذهبي و باند بازي انها  در اين موارد  نظير هيئت ديوانگان كه حتي به قول عزيزي نوحه شادي وغم اين  افراد يكي است مي شود با نوحه انها دست زد يا سينه وتفاوتي ندارد

2غرض ورزي بعضي به دين در 15 ساله اخير با اهداف شخصي:

نشر وپخش برخي عقايد ضد ديني در برهه اي از دهه 70 و80 توسط عده اي به شرح زير:

الف:موسسه هاي ومراكز دولتي كه در تدوين و ترجمه ونشر انديشه هاي زردشت.اديان هند و چين و...........عرفان هاي غربي وشرقي در دهه 70و80همت گماشته.اعزام گروههاي دولتي به موسسات و مراكز اين اديان در همين سالها.كمك هاي دولتي فراوان در ترجمه ونشر اين اثار و....سبب گرديد كه برخي ار اين كتاب ها پرفروش ترين اثار ايران شوند!!!!!!!!!!!!!!!نمونه:

اثار پائلو كوئيلو.متولد 1947كه داراي زندگي پر فراز نشيب همراه با جنون و مصرف مواد مخدر و زندان بود.او با طرح مفاهيمي مانند:عشق.روح كيهاني .اعتقاد به عالم غيب همراه با توهم و جادو در نهايت خود فروشي و روسپيگري را ترويج مي كند ومروج اصلي يك نوع از عرفان هاي امريكايي سرخ پوستي است.اين فرد به همان صورت كه خيلي ديگه هم جايزه نوبل گرفته اند نوبل مي گيرد ودر ايران ودر سال 79 به نام گفتگوي تمدن ها  با دعوت رسمي به ايران امده.اثار او با حمايت دولت به پرفروش ترين اثار ايران مبدل ميشوند.و حال بايد از ان مدرينيته طلبان ونوبرواژگان پرسيد كه ايا شما اينها را راجع اين اقا كه كتاب هايش در دستتان بود مي دانستيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شما كه شيفته تمدن كورش كبير بوديد چرا حالا به فردي متمايل به تمدن سرخ پوستي روي اورديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وتمدن ايراني خود را عوض بدل كرديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ب.يوگا:يكي از جريان ها در عرفان هندي.كه متاسفانه در سال هاي اخير به اسم هاي گونا گون در ذهن افرا وارد شده بدون انكه انان بدانند پا در يك عرصه اعتقادي گذاشته اند نه يك ورزش وبازي!!!!!!!!

3.ريا كاري بعضي در دين

4.سستي در دين

اما در اين ميان سستي بعضي در دين را نبايد در نظر نگرفت.عده اي كه به دليل سخت بودن زندگي ديني  وانساني تاب مقاومت ندارن در بعضي جاها اشتباهي مي كنند وقتي اهرم قانون را جلوي خود مي بينند به همه چيز بي عقيده مي شوند وبراي از بين بردن قانون ديني هم در ضمير خود و هم در جهان خارج تلاش مي كنند و گاه نيز در دون خود موفق مي شوند.مي شوند لاييك يا ماركسيست هزار كوفت و زهر مار ديگر.واما روي اخر سخن بيشتر به سمت خودم هست وخيلي ديگر و دوستاني كه نگرانند.كه :

دين بي زندگي معني نداره.يا شايد بهتر گفت بايد حوصله زندگي را داشت تادين داشت.

پس زندگيت را بكن و زياد حساسيت رو اي چيزا به خرج نده زندگي جز اي چيزا قشنگي هاي ديگه اي هم داره كه بعدا حس مي كني بعدشم مي فهمي نداشتنشون يعني چي؟؟؟!!!!!!!كه من حالا مي فهمم!!!!!!!!به زور حوصله زندگي در خودم ايجاد مي كنم !!!!!!؟؟؟؟واما در اخر:

خدايا تو چگونه زيستن را به من بياموز من خود چگونه مردن را خواهم اموخت.دكتر شريعتي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 2:32  توسط مهرداد رستم آبادی  | 

انتخاب واحد

بچه ها کم کم داریم به انتخاب واحد نزدیک میشیم،اگه اطلاعاته خوبی درباره ی استادا و درسها دارید روی این پست نظر بذارید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 1:32  توسط حسن پارسا  | 

مسابقات خودرو فرمول دانشجویی(fomula sae or fsae)


این هم یه توضیح کوتاه درمورد مسابقات خودرو فرمول دانشجویی(formula sae) که تقریبا یه گروه 15،10 نفره هم تو دانشکده ما داره.تا حالا ندیدم کسی اطلاعات دقیق فارسیشو تو محیط مجازی گذاشته باشه.خودم یه مقدار ازش ترجمه کردم.امیدوارم مفید باشه.اگه واقعا کسی علاقه مند بود بگه کلشو ترجمه کنم و بذارم.

Melk Day Two

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 13:30  توسط حمیدرضا  | 

نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954

( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن

را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با

آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به

صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

 

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از

همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش)

و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی

چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه

پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه

مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا

پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از

معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در

حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در

زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

 

همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم

نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده

و انرژی" می­داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به

ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 13:25  توسط سایه  | 

۲۰ قانون عجیب و غریب

۲۰ قانون عجیب و غریب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 2:12  توسط حسن پارسا  | 

معرفی مختصر

با عرض سلام. ما چند تا از بچه های مکانیک امیر کبیر هستیم که چندی پیش تصمیم به ایجاد یک وبلاگ گروهی گرفتیم.بنده هم علاوه بر نوشتن مسئولیت ساماندهی به وبلاگ را بر عهده دارم.

فعلا یا حق.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:42  توسط حامد  |